سماع

بانگ گردش های چرخ است این که خلق ؛می سرایندش به تنبور و به حلق

پس حکیمیان گفته اند این لحن ها ؛     از دوار چرخ بگرفتیم ما

مومنان گویند کآواز بهشت ؛       نغز گردانید هر آواز زشت

ما همه اجزای آدم بوده ایم ؛      در بهشت آن نغمه ها بشنوده ایم

ناله ی سرنا و طنبور و دهل ؛      چیزکی ماند به آن ناقور کل

گرچه بر ما ریخت آب و گل شکی ؛   یادمان آید از آن ها اندکی

پس غذای عاشقان آمد سماع ؛   که در آن باشد خیال اجتماع

زمین ، سرزمین خوب خدا

  کوشش همه جانبه ، چنان قدرت و توانایی خواهد یافت که مانند سیل خروشان ، اما آرام آرام ، زمینهای لم یزرع را تبدیل به زمینهای حاصلخیزی خواهد نمود که اگر سنگ هم در آن کاشته شود ، ذرات آن متلاشی شده و از میان آنها ، جوانه هایی بیرون خواهند آمد که به تصور نیاید و آنگاه زمین ، سرزمین خوب خدا می شود و آنچه در نیستان دیده اید ، در هستی ، شاهد خواهید بود.

ع.ش.ق

انگار همین دیروز بود که سیلی از افکار آشفته توی مغزم دوران می کرد. نفس کشیدن برام خیلی سخت بود ، طوری که حس می کردم توی یک محیط پر از گازهای سمی تنفس می کنم. نمی تونستم ارتباط کلامی و حسی با دیگران برقرار کنم. از همه چیز خیلی زود خسته می شدم. دچار روزمره گی شده بودم و حتی گاهی فکر می کردم ای کاش که زودتر این زندگی بی معنا تموم بشه. کلمه عشق برام مفهومی نداشت باهاش آشنا بودم اما فقط یه آشنایی مختصر ، در حد سه حرف عین و شین و قاف .

عشق به همسر ، عشق به فرزند ، عشق به زندگی و حتی عشق به خدا ... برام مفهومشون رو از دست داده بودن و من بودم و یک خلا پر از تاریکی .

و حالا زندگی همون زندگیه که بود ، هیچ چیز فرق نکرده ، اما .....

مهندس دژاکام! فرق نگاهی که در من به وجود اومده و دریچه هایی که در ذهن من باز شده و ... تمام آن چه که حالا دارم ،  همه رو مدیون آموزش های ناب شما هستم.

به وسعت تمامی کائنات ، سپاس .

مراتب کمال

 مخلوقات پروردگار بسیار زیاد و متنوع هستند. گروهی جمادات هستند که در ظاهر بی حرکت هستند، گروهی گیاهان هستند که در جای خود ثابت هستند اما به سمت بالا رشد می کنند و گروهی حیوانات هستند که علاوه بر رشد جسمی قادر به حرکت هستند و در شعور سهمی بالاتر از موجودات دسته اول و دوم دارند، به بچه های خود مهربانی می کنند، برای حفظ جان خود از خطرها می گریزند و برای به دست آوردن غذا تلاش می کنند. اگر به دنیای اجنه و فرشتگان وارد نشویم گروه دیگر از موجودات پروردگار مهربان خلقت آفرین انسان ها هستند که در آفرینش جایگاه بالاتری دارند. انسان ها علاوه بر جسم به نعمت تفکر هم زینت یافته اند و علاوه بر رشد جسم، در فکر و روح نیز می توانند پرورش یابند.

خاک و هوا به گیاه می پیوندد و خود را به مرحله بالاتری از کمال می رساند، گیاه توسط حیوان و انسان خورده می شود و به سطح بالاتری از کمال میرسد، حیوان توسط انسان خورده می شود و کامل می شود، اما کمال انسان در چیست؟ جمادات و گیاهان و حیوانات راه خود را به سوی کمال یافته اند، اما آیا انسان نیز راه کمال خویش را پیدا کرده است و در مسیر درست راه می پیماید یا اشتباه می رود؟ آیا احتمال عقب رفتن انسان هم وجود دارد؟ آیا ممکن است انسان به زندگی حیوانات وارد شود و یک حیوان پیشرفته شود؟

اگر همت انسان به راحتی زندگی مادی او محدود شود، زندگی انسان در سطح زندگی حیوانات باقی می ماند، اما با پرورش ویژگی های فکری و پرداختن به زندگی روحانی باعث بالا رفتن در سطوح کمال می شود. آخرین مرحله کمال، بالاترین زیبایی  هستی و خالق همه زیبایی هاست. انسان اگر قصد دارد در مسیر کمال حرکت کند باید هدف و همت خود را خدایی قرار دهد و جایگاه خود را در آفرینش بشناسد. جایگاه انسان در آفرینش بندگی است.هرچقدر انسان بنده تر شود رشد او در مسیر کمال بیشتر و بالاتر می شود. اگر جمادات در مرحله شماره یک کمال قرار داشته باشند، گیاهان در مرحله شماره دو کمال، حیوانات در مرحله شماره سه و انسان در مرحله شماره چهار کمال قرار دارد. جایگاه خالق ذوالجلال و الاکرام در مراتب کمال بینهایت است و انسان راهی از مرتبه چهار تا بینهایت برای کمال دارد و می تواند در معرفت و عشق خود را به قرب خدای قادر متعال برساند، به شرط آن که در مسیر بندگی حرکت کند.

کمال انسان فقط با بندگی خالق قادر و دانا انجام می شود، در حالی که مکاتب غربی به جای اصل قرار دادن خداوند، انسان را اصل قرار می دهند و به او قدرت بادکنکی می دهند. در عرفان های کاذب که گاه خدا را نادیده می گیرند و گاه با آداب شرع مخالفت می کنند، آخرین درجه کمال و بالاترین هدف کسب آرامش است، هرچند این آرامش از روش های متضاد با بندگی به دست بیاید. اما در طریق بندگی نهایت هدف و بالاترین درجه کمال در قرب حق تعالی است که در سایه این تقرب آرامش کامل نیز به دست می آید و انسان به بالاترین درجه اطمینان میرسد.

ارتباط با خالق هستی، عشق به جمال مطلق و کمال مطلق و عشق به اولیای وارسته او باعث رشد انسان می شود. نماز مظهر عشق به خداوند و لحظه ناب با پروردگار عالم صحبت کردن و رهیدن از دام ها و قیدهای دنیای محدود است. در این مهمانی سلول های جسم و روح انسان رشد می کند و به سوی آسمان حرکت میکند.

 انسانی که در مسیر بندگی حرکت می کند به همه مظاهر آفرینش عشق می ورزد و همه بندگان و آفریده ها را نشان از خالق آن ها می داند و به آن ها محبت می کند. بندگی به همه ابعاد زندگی وارد می شود. بنده به توحید افعالی، صفاتی و توحید ذاتی تن در میدهد. بنده موحد هیچ کدام از افعال و حرکات خود را مستقل از خداوند نمی بیند و اراده خود را که هدیه ای است از طرف خدا، در مسیر اراده باریتعالی قرار می دهد. صفات زیبا و کمالاتی که در او به وجود می آید را حقیقتا از خداوند می بیند و به او نسبت می دهد و از خودش نمی بیند. سالک مسیر زندگی به درجه ای از فهم و شعور می رسد که خدای متعال را یگانه موجودی می داند که به صورت مستقل همه کمالات را دارد و کمالات سایر موجودات را همگی در سایه کمالات الهی معنا می کند و مرتبه سوم توحید ذاتی است که سالک حقیقتا هستی خود و ماسوی الله را از خداوند بداند.

یاران ره عشق منزل ندارد

این بحر مواج ساحل ندارد

باری که حملش نامد ز گردون

جز ما ضعیفان حامل ندارد