جویبار آرامش

من همه را می بخشم و عشق و آرامش خداوند را بر همه انسان ها می تابانم.

در کانون و در بطن وجود من صفا و آرامش حکمفرماست و این آرامشی است آسمانی.

و در این خلوت و سکوت ، قدرت ، رحمت و ارشاد و لطف او را احساس می کنم و در هر راهی که گام برمی دارم سایه او را بر سر خود می بینم.

من یک گذرگاه روشن برای عشق ، طراوت ، حقیقت و زیبایی او هستم. جویبار آرامش و مهر او هستم که در وجودم جاری است. در می یابم که با پناه بردن به او تمام مشکلاتم حل می شود.

راه خدا همان راه من است.

کلامی که به زبان م آورم نشان می دهد که از کجا این سخن ها آمده اند و از اینکه دعاهایم مستجاب می شوند شکر خدا را به جای می آورم.

من زندانی بند آخر این شعرم

که هر شب

در ملاء عام

اعدام می شوم،

درست مقابل چشمان تو...

کامران رسول زاده